قصه جوانی که بادمجان را حجت آورد برای اقناع! قصه جوانی که بادمجان را حجت آورد برای اقناع! | آوتاف
خانه / اخبار داغ / قصه جوانی که بادمجان را حجت آورد برای اقناع!

قصه جوانی که بادمجان را حجت آورد برای اقناع!

برترین‌ها: انتشار تصویری از یک جوان حامی رئیسی که خواستار تعامل بیشتر با دولت سیزدهم برای حل مشکلات کشور شده بود بازتاب فراوانی در شبکه‌های اجتماعی داشته. سهند ایرانمهر، روزنامه‌نگار با انتشار یادداشتی در این خصوص اظهارنظر کرد.

قصه آن جوان که بادمجان را حجت آورد به جهت اقناع!

سهند ایرانمهر در یادداشتی نوشت:

طرف به ملانصرالدین گفت کی طلب مارو می‌دی؟

ملا گفت: امروز هوا خوب باشه، می‌رم صحرا، بذر خار جمع میکنم، سر راه گله‌های گوسفند می‌کارم. خارها که رشد کرد، پشم گوسفندها که بهش گیر کرد، قیمت پشم که بالا رفت، خریدار خوب که پیدا شد، میفروشم‌و طلب تو رو می‌دم.

طلبکار با شنیدن این حرف‌ها خنده‌اش گرفت.

ملا که خنده طرف رو‌ دید، زد پشت کمر یارو و گفت: پولت نقد شد، خنده‌ات دراومد؟!

لذا باید عرض کنم که اولا نمی‌خوام سیاه‌نمایی کنم و بپرسم تو این همه مثال چرا «بادمجون» اونم تو‌فضای مجازی که ایموجی بادمجون خیلی هم ظاهر الصلاح‌نیست.

ثانیا؛ بدانید و آگاه باشید، نشای بادمجون رو‌ اردیبهشت‌ماه می‌کارن و از اوایل تیر تا آبان ( بسته به‌نوعش) برداشت میکنن، بادمجونهایی که دیر برداشت میشن‌.

این برادر عزیزمون با اون اشاره «پنج‌ماه» دال مرکزی مثالشو رو بادمجون گذاشته، درحالیکه می‌شد در مثال بادمجون قرص و درست درمون رو مثال زد یا از فرآورده‌های مشابهی چون کدو که در تمثیل‌های ادبی مولانا هم ریشه داره، استفاده کرد، حالا نمی‌خوام‌ وارد بحث شم که اصولا عملکرد رو از برنامه‌ها، بودجه‌ها، افکار و … میشه حدس زد و در علم‌الاجتماع و اقتصاد و سیاست جهان امروز، بادمجون، خیلی قابل درک نیست( بالاخص اینکه ممکنه عده‌‌ای بیمار‌دل بادمجون رو ربط بدن به کشک بادمجان هست).

حتما بخوانید:  پادشاه اردن، اسرائیل را تهدید به جنگ کرد

ثالثا، اینکه بعضی‌ها متعرض اینجور مثالها هستند رو نباید به حساب عدم درک بادمجون گذاشت و باید منصف بود چون یقین دارم اگر چند وقت دیگه به این برادران بگیم :« خب اینم بادمجون، چی شد وعده‌هاتون؟!». خواهند گفت:« ما ندیم فلانی هستیم، نه بادمجون!».

سخن آخر اینکه اگه پس از اطلاع زمان برداشت بادمجون فکر کردید به زمان تحقق برنامه‌های دولت نزدیک شدید و‌لبخند به لبتون اومده، ملانصرالدین رو تجسم کنید که می‌زنه به پشتتون و می‌گه: طلبتون نقد شد، خنده‌تون دراومد؟!».

(Visited 1 times, 1 visits today)

درباره ی مدیر سایت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *